کتک زدن کودکان

کتک زدن کودکان


کتک زدن چیست؟


تصور کنید که شما یک مادر با دو فرزند خردسال هستید. شما تازه به خانه رسیده اید و با شنیدن صدای جیغ بچه هایتان در اتاق کناری، شروع به پختن شام می کنید. وقتی برای تحقیق می روید متوجه می شوید که آنها بر سر یک اسباب بازی دعوا می کنند، فرزند بزرگ شما آن را دور از دسترس کوچکترین فرزندتان تکان می دهد. مغز شما از یک روز کاری طولانی ناتوان شده است و شام در حال سوختن است، بنابراین باید به سرعت وضعیت را حل کنید. چه کار میکنی؟


والدین اغلب خود را در موقعیت های استرس زا مانند این می یابند و مجبور می شوند در مورد بهترین اقدام قضاوت کنند. یکی از تکنیک‌های انضباطی که بسیاری از والدین از آن استفاده می‌کنند، تنبیه بدنی است، روشی که معمولاً به آن «کتک زدن» نیز می‌گویند. به خاطر این مقاله، اصطلاح «کتک زدن» برای توصیف انواع تنبیه بدنی اعمال شده بر کودکان توسط والدین یا سرپرستان آنها استفاده خواهد شد، که به منظور ایجاد درد موقت است، اما آسیب دائمی ایجاد نمی کند. این بدان معنا نیست که کتک زدن تأثیر ماندگاری بر کودکان ندارد، همانطور که بعداً در مورد آن صحبت خواهیم کرد.


کتک زدن چقدر رایج است؟

در سال 1999، یک مطالعه نشان داد که 35٪ از والدین از انواع تنبیه بدنی برای نوزادان، 95٪ برای کودکان سه تا چهار ساله، بیش از 50٪ در 12-14 سال و 13٪ برای کودکان 17 ساله استفاده می کردند . از آنجایی که کتک زدن در ایالات متحده بسیار رایج است، درک اثربخشی آن در اصلاح رفتار نامطلوب در کودکان و راه هایی که ممکن است منجر به پیامدهای منفی شود، مهم است. در این پست، من علیه استفاده از کتک زدن به عنوان یک روش فرزندپروری به دلیل عواقب نامطلوب بلند مدت و کوتاه مدت شناخته شده بر سلامتی کودکان خواهم گفت.


اثرات منفی کتک زدن


تحقیقات نشان داده است که تعدادی از پیامدهای نامطلوب در ارتباط با کتک زدن وجود دارد. در یک مطالعه، محققان مصاحبه‌های خانگی انجام دادند و بین فراوانی کتک زدن و رفتارهای ضداجتماعی (مانند تقلب، دروغ گفتن، بدرفتاری با دیگران، نافرمانی از معلمان، یا احساس پشیمانی از ایجاد آسیب) در کودکان ارتباط پیدا کردند .در حالی که بسیاری از والدین از کتک زدن برای اصلاح رفتارهای نادرست استفاده می کردند، این تاکتیک در واقع منجر به افزایش رفتارهای ضد اجتماعی فرزندانشان شد.

مطالعه دیگری به تعامل مهدکودک ها با همسالان خود در یک دوره 12 ماهه پرداخت . آنها دریافتند که وقتی والدینشان از اشکال فیزیکی نظم و انضباط در خانه استفاده می کنند، احتمال بیشتری وجود دارد که بچه ها رفتارهای پرخاشگرانه نسبت به دیگران داشته باشند. این رفتارها شامل تلافی خشمگینانه، قلدری و تلاش برای آسیب رساندن به دیگران به منظور اجبار آنها بود. به نظر می رسد که با افزایش شدت تنبیه بدنی در خانه، سطح پرخاشگری افزایش می یابد، به طوری که کودکانی که درمان را تجربه کرده بودند در این مطالعه به عنوان خشونت فیزیکی طبقه بندی شدند که بیشترین دفعات اعمال پرخاشگرانه را انجام می دادند.

کتک زدن نیز توانایی های شناختی را مختل می کند

یک مطالعه نشان داد که کودکان 2 تا 4 ساله در تست‌های تشخیص اعضای بدن، حافظه برای مکان‌ها، و رشد حرکتی و اجتماعی در هنگام ضربه زدن ضعیف‌تر عمل می‌کنند. کودکان 5 تا 9 ساله که مرتباً مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند در امتحانات ریاضی و خواندن ضعیف‌تر از حد متوسط ​​بودند. این نشان می دهد که کتک زدن نه تنها بر سلامت روان، بلکه بر شناخت نیز تأثیر دارد.


کتک زدن فقط بر افراد در اوایل کودکی تأثیر نمی گذارد. در سال 2017، بیش از 8000 بزرگسال از جنوب کالیفرنیا یک پرسشنامه در مورد تجربیات بد دوران کودکی و یک نظرسنجی جداگانه در مورد سلامت روان تکمیل کردند. محققان دریافتند که بزرگسالانی که در بزرگ‌تر شدن گزارش داده‌اند کتک خورده‌اند، بیشتر در معرض ابتلا به برخی اختلالات روان‌پزشکی از جمله اضطراب و سوء مصرف مواد یا وابستگی هستند. همچنین احتمال بیشتری داشت که یک یا چند مشکل بیرونی داشته باشند، برای مثال مصرف مواد مخدر غیرقانونی یا رفتار ضد اجتماعی .

به طور گسترده تر، افرادی که اغلب توسط والدینشان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند، نتایج مشابهی با افرادی دارند که از آزار جسمی و روحی رنج می برند. این امر مستلزم احتمال بالاتر ابتلا به اختلالات روانپزشکی ذکر شده در بالا و همچنین خطر بالاتر خودکشی است .

کتک زدن نیز در خانواده هایی که اشکال مختلف سوء استفاده در آنها رخ می دهد، رایج تر است. یک نظرسنجی از خانواده‌های کارولینای شمالی و جنوبی نشان داد که والدینی که درگیر کتک زدن هستند تقریباً سه برابر بیشتر در معرض رفتارهای توهین‌آمیز مانند کتک زدن، سوزاندن، کتک زدن با یک شی در جایی غیر از پشت بدن یا تکان دادن نوزادان 2 ساله یا کوچک‌تر هستند. . این یافته‌ها باعث می‌شود برخی از محققان استدلال کنند که کتک زدن و آزار فیزیکی جدا نیستند، بلکه در کنار هم وجود دارند.


چرا کتک زدن اینقدر رایج است؟

چرا کتک زدن با وجود پیامدهای منفی که در بالا مشخص شد هنوز اینقدر رایج است؟ پاسخ به این سوال متکی به چندین عامل مختلف است، برخی موقعیتی و برخی دیگر گسترده تر. بیشتر والدین می‌خواهند فرزندان خود را به گونه‌ای تربیت کنند که تا حد امکان سالم و شاد باشند، اما همچنان از روش‌های تنبیهی استفاده می‌کنند که باعث آسیب‌های پایدار می‌شود.

مشخص شده است که کتک زدن در خانواده های کم درآمد و تک والد شایع تر است، به این معنی که استرس ممکن است عامل اصلی در برخی شرایط باشد. وقتی والدین احساس می‌کنند زمان یا منابع لازم برای رسیدگی به رفتار کودک را به روش‌های سازنده‌تر ندارند، ممکن است از کتک زدن به عنوان یک جایگزین سریع استفاده کنند. تحقیقات نشان داده است که کتک زدن برای ایجاد انطباق کوتاه مدت مؤثرتر از سایر اشکال نظم و انضباط است، که وسوسه انگیز است که والدین از تنبیه بدنی در موقعیت های استرس زا سرپیچی کنند .


این محبوبیت بالا از کجا می آید؟

برخی از محققان بر این باورند که بخشی از آن مربوط به زبانی است که ما در مورد اعمال تنبیه فیزیکی به کودکان استفاده می‌کنیم. “Spanking” اصطلاحی است که برای توصیف سطوح مختلف تنبیه بدنی استفاده می شود. در برخی شرایط می تواند به یک سیلی سبک به باسن و در برخی دیگر به ضرب و شتم جدی تر اشاره کند. این یک برابری کاذب بین اشکال مختلف تنبیه بدنی ایجاد می کند و ممکن است اجازه دهد خشونت علیه کودکان بدون اینکه بزرگسالان مانع آن شوند، تشدید شود.

همچنین این واژه ای است که تنبیه بدنی را مشروعیت بخشیده است و اجازه می دهد آن را در نسل ها به عنوان پاسخی مناسب به رفتار نادرست منتقل کند.
بحثی مطرح شده است که از اصطلاح «تنبیه بدنی» به جای «کتک زدن» استفاده شود، زیرا معنای مشابهی ندارد. تنبیه بدنی معمولاً با استفاده معلمان از انضباط بدنی مرتبط است. به نظر می‌رسد بسیاری موافق هستند که تحمیل درد و رنج توسط معلم به دانش‌آموزان اشتباه است، اما اینکه والدین این کار را با فرزندان خود انجام دهند اشتباه نیست. بخشی از این پدیده ممکن است به دلیل تفاوت در نحوه چارچوب بندی این دو سناریو و زبانی باشد که ما در مورد آنها صحبت می کنیم.

در حالی که ایالات متحده در مقایسه با برخی از کشورهای دیگر رتبه تایید بالاتری در مورد تنبیه بدنی دارد، تحقیقات نشان می دهد که تایید به آرامی در طول زمان کاهش می یابد. بین سال های 1968 تا 1994 میزان تایید تنبیه بدنی توسط افراد بالای 18 سال از 94 به 68 درصد کاهش یافت. این نتیجه نشان می دهد که تغییر در باورها در مورد استفاده والدین از تنبیه بدنی امکان پذیر است. داده‌های زیادی در مورد چگونگی تغییر نرخ کتک زدن در 20 سال گذشته وجود ندارد، اما نتایج یک مطالعه مقطعی در سال 2014 بر روی خانواده‌های ایالات متحده نشان می‌دهد که کمتر از نیمی از کودکان آمریکایی امروزی مورد ضرب و شتم قرار می‌گیرند .

حتی با وجود گام‌هایی که برداشته شده، هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد. تعداد زیادی از کودکان آمریکایی هنوز در معرض تنبیه بدنی هستند و بعداً از مشکلات سلامت روانی مرتبط رنج خواهند برد. در حالی که هنوز بحث برانگیز است، شواهد قاطع در مورد تأثیرات منفی تنبیه بدنی یک استدلال قوی برای اینکه چرا باید به طور کامل این عمل را متوقف کنیم، ارائه می دهد.


جایگزین هایی برای کتک زدن

این موضوع این سوال را مطرح می کند که کدام روش های تنبیهی را می توان به جای تنبیه بدنی به کار برد. سبک فرزندپروری مقتدرانه به طور گسترده در زمینه روانشناسی رشد به عنوان بهترین روش برای تولید فرزندان مستقل و خوب پذیرفته شده است. این سبک فرزندپروری شامل توجه و پرورش است، اما به کودکان اجازه می دهد تا آزادی کاوش داشته باشند. همچنین شامل تعیین انتظارات واضح و پیگیری پیامدهای قابل پیش بینی در صورت برآورده نشدن انتظارات است .

برخی از والدین مقتدر هنوز از تنبیه بدنی استفاده می کنند، اما این کار را به گونه ای انجام می دهند که به کودک اجازه می دهد به وضوح بداند که چرا تنبیه می شوند و برای اجتناب از تنبیه در آینده چه کاری باید انجام دهند.

این با سبک فرزندپروری مستبدانه متفاوت است، جایی که انتظارات به وضوح مشخص نمی شود، بنابراین کودکان اغلب نمی فهمند که چرا آنها را کتک می زنند. کتک زدن در خانواده‌های مقتدر معمولاً فقط زمانی اتفاق می‌افتد که کودک بین دو تا یازده سال سن دارد، در حالی که در خانواده‌های مستبد، کتک زدن اغلب تا نوجوانی ادامه می‌یابد .در حالی که برخی از والدین معتبر وجود دارند که از تنبیه بدنی استفاده می کنند، مهم است که به خاطر داشته باشید که کتک زدن همچنان بدون توجه به سبک فرزندپروری مراقبان، باعث ایجاد مشکلات در سازگاری جوانان می شود.


فرزندپروری مقتدرانه بدون کتک زدن، درک نحوه رفتار والدین را برای کودکان آسان تر می کند. اگر آنها رفتار نادرست داشته باشند، می توانند انتظار داشته باشند که عواقب معقولی داشته باشد.

نمونه ای از پیامدهای مناسب این است که اسباب بازی را بردارید که کودک بی پروا از آن استفاده می کند، دلیل برداشتن آن را توضیح دهد و تا زمانی که نشان دهد می تواند به درستی از آن استفاده کند، آن را پس نمی دهد. این استراتژی ممکن است در ابتدا به زمان و تلاش بیشتری نیاز داشته باشد، اما در طول زمان به احتمال زیاد رفتاری ایجاد می کند که مدیریت آن آسان تر است.

حتی یک مطالعه نشان داد که در بین روش‌های فرزندپروری، سبک مقتدرانه کمترین احتمال را به رفتارهای قلدری در میان کودکان دبیرستانی دارد . با ترکیب این اطلاعات با آنچه در مورد کتک زدن و پرخاشگری می‌دانیم، می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که سبک فرزندپروری مقتدرانه بدون تنبیه بدنی، بهترین نتایج شناختی و رفتاری را در کودکان به همراه خواهد داشت.

تنبیه بدنی یک تکنیک تربیتی است که علیرغم پیامدهای کوتاه مدت و بلندمدت در مورد رفتار، سلامت روان و شناخت کودکان هنوز در ایالات متحده بیش از حد مورد استفاده قرار می گیرد. دلایل متعددی وجود دارد که باعث می‌شود از کتک زدن همچنان استفاده شود و در طول نسل‌ها منتقل شود، اما دلیل بزرگ آن گسترش اطلاعات نادرست است. بنابراین، آموزش عموم مردم، به ویژه والدین و سرپرستان، در مورد تأثیر منفی کتک زدن بر کودکان مهم است. امیدواریم با آگاهی کافی بتوانیم به این کار پایان دهیم.

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *