آیا تا حالا شده که از چیزی که قبلاً ازش لذت می بردید الان لذت نبرید؟


ممکنه این احساس رو دیگه نداشته باشید که خواندن کتابی که خودتون سال‌ها پیش خریده‌اید الان ارزشمند باشه یا احساس می‌کنید که وقتی خونتون را ترک می‌کنید تا با یه دوست عزیز وقت بگذرونید کار خیلی سختی باشه،خیلی از مردم این مشکل را دارند. احساس می کنید چیزی که قبلاً سرگرم کننده بوده دیگه چندان سرگرم کننده نیست. موقعی که این احساس پایدار می شه یا مانع درگیر شدن شما تو فعالیت هایی می شه که باعث شادی می شه، بهتره که آن را به عنوان بی لذتی (آنهدونیا)توصیف کنیم.
آنهدونیا معمولاً به عنوان از دست دادن تجربه لذت از فعالیت‌هایی که قبلاً از آن لذت می‌بردند تعریف می‌شود. به طور کلی به عنوان یک ویژگی اصلی اختلالات افسردگی و همچنین یک علامت منفی مهم مشخصه اختلالات طیف روان پریشی مانند اسکیزوفرنی در نظر گرفته می شود. با وجود تأثیر قابل توجهی بر نتایج عملکردی در این اختلالات، افراد مبتلا به روان پریشی یا اختلال افسردگی تنها کسانی نیستند که ممکن است علائم آنهدونیا را تجربه کنند. تحقیقات نشان داده است که افراد با تشخیص های بی شمار این علامت را تجربه می کنند، از اختلالات مصرف مواد تا اختلال کمبود توجه/بیش فعالی (ADHD) آنهدونیا حتی در سطوح مختلف شدت در جمعیت عمومی یافت می شود.


چرا باید به علائم فرا تشخیصی اهمیت دهیم؟

برای سال‌های متمادی (و تا حدودی حتی امروزه)، تحقیقات در روان‌شناسی بالینی بر قرار دادن افراد در جعبه‌های خاص متمرکز بوده است: افراد مبتلا به اختلالات خلقی به‌عنوان متمایز از افراد مبتلا به اختلالات مصرف مواد به‌عنوان متمایز از افراد مبتلا به اختلالات مربوط به تروما. حتی در کتابچه راهنمای بالینی و محققان برای ارائه تشخیص ها، ویژگی های مشترک مانند نقص شناختی و بی لذتی فراتر از اهمیت درگیر شدن در تشخیص افتراقی، یا فرآیند تعیین اینکه کدام جعبه برای فرد مناسب تر است، مورد بحث قرار نمی گیرد. این روش از نظر ارائه برچسب‌های خاص برای توصیف آنچه فردی که با سلامت روانی خود دست و پنجه نرم می‌کند بسیار مفید است، و زمانی مفید است که محققان بخواهند در مورد جمعیت‌هایی که مطالعه می‌کنند مشخص و آگاه باشند.

آنهدونیا نمونه بارز این است که چگونه می توانیم از علائم به جای تشخیص برای کشف دیدگاه های مختلف سلامت روان استفاده کنیم. ما از مجموعه گسترده ای از ادبیات می دانیم که نوجوانی مرحله آسیب پذیری است که در طی آن افراد تعدادی از بیرونی (مثلاً محیط های مختلف مدرسه، بر عهده گرفتن مسئولیت های جدید، روابط متحول با همسالان) و درونی (به عنوان مثال، شروع بلوغ، ادامه رشد عصبی) را تجربه می کنند. تغییراتی که برخی از آنها حمایت ها و منابع بیشتری را برای نوجوانان فراهم می کند و برخی دیگر به طور مستقیم بهزیستی روانی را به چالش می کشد، آنهدونیا چیزی نیست که فقط افرادی را تحت تاثیر قرار دهد که تشخیص روانپزشکی از یک متخصص دریافت کرده اند.

در واقع، به نظر می رسد آنهدونیا یک ویژگی نسبتاً پایدار در نوجوانی است که بیش از 10٪ از جمعیت را تحت تأثیر قرار می دهد . نه تنها مهم است که آنهدونیا را به عنوان یک علامت فراتشخیصی در نظر بگیریم، زیرا افراد مختلفی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه به دلیل درجه تأثیر تجربه آنهدونیا بر سایر جنبه‌های زندگی نیز مهم است. Anhedonia با تفاوت در نتایج درمان برای جمعیت های بالینی ، تغییرات در عملکرد اجتماعی و تغییرات در پردازش پاداش مرتبط است. نشان داده شده است که در نوجوانان، آنهایی که سطوح بالاتری از آنهدونیا دارند، در برابر پیشرفت بعدی اختلالات بالینی مانند افسردگی آسیب پذیرتر هستند

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *